گزارش کارگاه یک روزه “طبیعت”

آتلیه 3 و 4 سال بادبادک (مربیان مامندانا امیرنخعی – یاسمن مرانکی) همزمان با تغییر فصل و آغاز بهار مشاهده ی شوق و شور وصف ناپذیر بچه ها، و همچنین توجه آنها به محیط زیست و طبیعت، ما را برآن داشت تا یک کارگاه تحت عنوان “طبیعت” برگزار کنیم.

دراین کارگاه یک روزه موضوعات متعددی درنظر گرفته و اجرا شد:

گزارش کارگاه یک روزه “طبیعت”

آتلیه 3 و 4 سال بادبادک

همزمان با تغییر فصل و آغاز بهار مشاهده ی شوق و شور وصف ناپذیر بچه ها، و همچنین توجه آنها به محیط زیست و طبیعت، ما را برآن داشت تا یک کارگاه تحت عنوان “طبیعت” برگزار کنیم.

دراین کارگاه یک روزه موضوعات متعددی درنظر گرفته و اجرا شد:

1- توجه به عناصر و اجزای طبیعت و استفاده از آنها به عنوان مواد برای ساخت و ساز و درست کردن بازیچه2- کشف در طبیعت

3- شگفتی های طبیعت

4- هنر خوردنی

5- گیاهان،دانه ها، رویش، و مراقبت از گیاهان و درختان

تمام موارد فوق را در فضای جنگل کوچک کنار زمین بازی در قالب فعالیت های جذاب و پراز شور و هیجان تمرین کردیم. ایجاد شگفتی به روش های زیر انجام شد:

چیدن بادکنک هایی که مانند گذرگاهی بچه ها را به داخل فضای جنگل هدایت می کرد.

2- روبانهایی که هردرخت را به درخت دیگر وصل کرده بود و بچه ها با دنبال کردن هر روبان به یک درخت جدید می رسیدند.

3- ماسک های تلقی رنگی برای تماشای اجزای طبیعت بارنگی متفاوت.

4- کشف جهانی از جانداران ریز و کوچک در خاک، زیر خاک و بر سطح پوست درختان، از طریق کند و کاو کودکان در خاک و پیرامون گیاهان ودرختان که با هیجان بسیاری توام بود.

در بخش هنر خوردنی کودکان با دو ویژگی مواد خوراکی طبیعی آشنا شدند:

موادخوراکی که دارای رنگ هستند و در فرآیند پخت باعث تغییر رنگ می شوند مانند زعفران، زردچوبه، چای قرمز و …

آشنا شدن با حبوبات و دانه ها. دراین کارگاه بچه ها با “عدس” آشنا شدند و در کنار تهیه عدسی، مقداری از عدس ها را برای کاشت خیساندند. همچنین با دانه های عدس کلاژ درست کردند.

کارگاه، با یک دورهمی به صورت پیک نیک همراه با خانواده ها به پایان رسید. بچه ها آنچه را در این فعالیت های جذاب تجربه کرده بودند با یکدیگر و با والدین خود به گفتگو نشستند. حالا، هر یک از بچه ها برای خود درختی انتخاب کرده بود و از درخت خود قصه ای می پرداخت. کشف و شگفتی و تمام این تجربه ناب و دوست داشتنی، نگاه و درک بچه ها را نسبت به گیاهان، و مراقبت و نگهداری از طبیعت ومحیط اطراف دگرگون کرد.

گزارش کارگاه یک روزه نوروزی

عنوان کارگاه «وقتی تخم مرغ ها عجیب و غریب می شوند»

مربی: بهار ذکوی

این گارگاه با هدف آشنایی کودکان با فرهنگ و سنت و آیین باستانی نوروز تعریف و در قالب چندین فعالیت نوآورانه و بی نظیر اجرا شد.

 

گزارش کارگاه یک روزه نوروزی

عنوان کارگاه «وقتی تخم مرغ ها عجیب و غریب می شوند»

این گارگاه با هدف آشنایی کودکان با فرهنگ و سنت و آیین باستانی نوروز تعریف و در قالب چندین فعالیت نوآورانه و بی نظیر اجرا شد. تنوع فعالیت های این کارگاه براساس جشن ها و عناصر آئینی نوروز بوده است: چهارشنبه سوری، رسم قاشق زنی، کاراکترها و نمادهای فرهنگی «عمو نوروز» ، «خاله گل بهار» ، هفت سین و اجزای آن، تخم مرغ و جنبه نمادین آن، وسرنای سال تحویل به نشانه ی شادی و پایکوبی و مژده ی فرارسیدن بهار طبیعت.

1-  آغاز کارگاه با جمع شدن مادران و کودکان پشت در کلاس بود که ضمن بزرگداشت رسم میهمانی و دید وبازدید نوروزی ، کنجکاوی و اشتیاق کودکان را نسبت به آنچه قرار بود ببینند همراه داشت.

2- پس از ورود شادمانه همه به کلاس، کودکان به کمک مادران و مربی کارگاه یک تخم مرغ غول آسا درست کردند. بچه ها با رنگ و قلم مو به نقاشی آزاد روی این تخم مرغ جادویی پرداختند و در این حین مربی نمادهای نوروزی هفت سین را برای آنها توضیح داد.

3- هنگام پذیرایی و دور همی مادران و کودکان در گرداگرد میز سفره هفت سین، مربی قصه ی عمونوروز و خاله گل بهار را از روی کتاب برای کودکان خواند.

4- مراسم چهارشنبه سوری اما با ابتکاری قابل توجه انجام شد. همه مهمان ها با شال های رنگی چشم ها را بستند و به سمت یک اتاق دیگر هدایت شدند که در آن جا تعداد زیادی شمع وارمر روشن روی زمین چیده شده بود و موسیقی چهارشنبه سوری پخش می شد. بچه ها پس از باز کردن چشم ها غوغایی از شادی و فریاد به پا کردند و همراه با مادران رسم پریدن از روی آتش را اجرا کردند و شعر معروف «زردی من از تو ، سرخی تو از من» را می خواندند.

5- سپس همه دوباره به کلاس جشن بازگشتند و بچه ها سرگرم رنگ کردن تخم مرغ های واقعی شدند که ناگهان صدای تق تق و ضربه از پشت در بلند و بلند تر شد. بچه ها پرسیدند: این صدای چیه؟

6- در اتاق مجاور، یکی از مربیان به عنوان همسایه، چهره خود را با پارچه ای پوشانده بود و قاشق زنی می کرد. بچه ها هم هریک صورت خود را با پارچه ای پوشاندند و کاسه و قاشق به دست برای گرفتن نخود و کشمش به خانه همسایه رفتند که خاله گل بهار آنجا منتظر بود تا به آنها نخود و کشمش بدهد.

کارگاه با حضور دو نوازنده ی محلی سرنا و دهل و رقص و شادی کودکان به پایان رسید. این کارگاه اولین تجربه ی بچه ها بود که تمام نمادها، جشن ها، و آیین های نوروزی را یک جا و به طور همزمان با مشارکت خود برپا کردند و با این نمادها آشنا شدند.

fa_IRPersian
en_USEnglish fa_IRPersian